یار دبستانی پایه اول ناحیه 6 مشهد

کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی پایه اول ناحیه 6 مشهد .

یار دبستانی پایه اول ناحیه 6 مشهد

سرگروه پایه اول : محمد ناظمی
یار دبستانی پایه اول ناحیه 6 مشهد کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی پایه اول ناحیه 6 مشهد .

 

برای استفاده از مطالب وب  به موضوعات وب مراجعه نمایید

آدرس ایمیل مدیر وب جهت  تبادل اطلاعات آموزشی

mohammadenazemi@yahoo.com

 



تاريخ : یکشنبه 1393/05/19 | 18:34 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

پیک آموزشی فارسی درس 2 نشانه (د)

پیک آموزشی فارسی درس 2 نشانه (د)
 

موضوعات مرتبط: 1- پیک آموزشی درس 2 نشانه (د)

تاريخ : سه شنبه 1393/08/20 | 10:26 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

شعر های پیشنهادی زیبا برای ایجاد انگیزه در تدریس نشانه ها

شعر های پیشنهادی زیبا

برای ایجاد انگیزه در تدریس نشانه ها


موضوعات مرتبط: شعر های زیبا برای ایجاد انگیزه تدریس نشانه ها

تاريخ : سه شنبه 1393/08/06 | 9:5 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

آموزش خوش نویسی پیشنهادی اول دبستان

آموزش خوش نویسی پیشنهادی 

اول دبستان


موضوعات مرتبط: آموزش خوش نویسی پیشنهادی اول دبستان

تاريخ : سه شنبه 1393/08/06 | 7:16 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

آزمون مداد کاغذی مهرماه درس فارسی بخش ( آواشناسی)

آزمون مداد کاغذی مهر ماه

درس فارسی بخش ( آواشناسی)

 

 

 


موضوعات مرتبط: 1- آزمون های نگاره ها

تاريخ : سه شنبه 1393/08/06 | 6:45 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

آزمون مداد کاغذی مهر ماه درس ریاضی تم های(3-2-1)

آزمون مداد کاغذی مهر ماه

درس ریاضی تم های(3-2-1)

 


موضوعات مرتبط: 2- آزمون های ریاضی

تاريخ : سه شنبه 1393/08/06 | 6:41 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

آموزش آسان خط تحریری (خودکاری) همکاران و دانش آموزان

آموزش آسان خط تحریری (خودکاری)

ویژه دبیران هنر ، معلمین پایه اول

و دانش آموزان در تمام مقاطع تحصیلی

تهیه کننده : استاد محمد ملک

عضو انجمن خوشنویسان ایران

دبیر هنر و گرافیک ناحیه 6 مشهد


موضوعات مرتبط: آموزش آسان خط تحریری همکاران و دانش آموزان

تاريخ : سه شنبه 1393/07/29 | 16:11 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

پیک های هفته پیشنهادی ( مهر ماه)

پیک هفته (هفته سوم مهر ماه)

 

پیک هفته (هفته چهارم مهر ماه) 


موضوعات مرتبط: 1- پیک های هفته : مهر ماه

تاريخ : جمعه 1393/07/25 | 7:23 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

بازی آنلاین با جدول سودوکو

 بازی آنلاین با جدول سودو کو 

برای درج تصویر داخل هر قسمت از جدول  کافی است با نشان گر موس روی هر قسمت چند بار کلیک کنید تا تصویر مورد نظر درج شود .

کلید clear  &   restart  

برای انتخاب جدول ( جدول قبلی حذف جدول جدید جایگزین میشود)

ابتدا نوع جدول را انتخاب سپس  روی play کلیک کنید

نکته مهم : برای اجرای بازی لازم است

نرم افزار Adobe Flash Player در رایانه شما نصب شده باشد

                                           

 

  

  

              


موضوعات مرتبط: 1- جدول سودوکو و انیمیشن های ریاضی

تاريخ : پنجشنبه 1393/06/27 | 7:40 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

نقش انگیزه در تعلیم و تربیت دانش آموزان

نقش انگیزه در تعلیم و تربیت دانش آموزان :     

چرا بعضی دانش آموزان ، مشتاقانه به تکالیف خود روی می آورند و در انجام دادن تکالیف آموزشگاهی از خود سختکوشی نشان می دهند، حال آن که بعضی دیگر، از تکالیف خود اجتناب می کنند و از روی بی علاقگی به انجام دادن آنها مبادرت می ورزند؟

 

چرا بعضی دانش آموزان از یادگیری در مدرسه و خارج از مدرسه لذت می برند و به پیشرفتشان افتخار می کنند، حال آن که بعضی دیگر، نسبت به یادیگری آموزشگاهی دلواپس و ناشادند؟ اینها پرسش های انگیزشی اند و برای یادگیری آموزشگاهی دانش آموزان اشارات مهم در بر دارند.

 انگیزش با یادگیری ارتباط دارد، زیرا یادگیری فرآیندی متعالی است که مستلزم کوشش عمدی و آگاهانه است. حتی اگر دانش آموزانی که از توانایی بالا برخوردارند، هنگام یادگیری توجه کافی نداشته باشند و کوشش از خود نشان ندهند، قادر به یادگیری نخواهند بود. برای این که دانش آموزان بتوانند از برنامه های درس آموزشی حداکثر بهره را ببرند، باید مربیان و پرورشکاران زمینه ای فراهم آورند که در آن دانش آموزان به درگیری در فعالیت های یادگیری برانگیخته شوند.

رابطه میان انگیزش و یادگیری سال ها توجه روان شناسان را به خود جلب کرده است. در این ارتباط می توان گفت برای این که ما چیزی را یاد بگیریم باید:

1- به یادگیری آن راغب باشیم. 

2- قدرت و توانایی یادگیری آن را داشته باشیم.

3- فرصت و امکان یادگیری آن به ما داده شود.

4- در آنچه یاد می گیریم راهنمایی لازم شده باشد.

از این 4 عامل ، 3 عامل قدرت ، فرصت و راهنمایی وقتی سودمند خواهند بود که ما یاد گرفتن را بخواهیم ، یعنی محرک یا انگیزه ای ما را به آموختن برانگیزد، زیرا همان طور که می دانیم یادگیری عبارت از تغییر کم و بیش دائمی در رفتار است که در نتیجه فعالیت خود فرد انجام می گیرد.

 

فرد نیز وقتی فعالیت می کند که عاملی او را به این فعالیت برانگیزد، پس بدون انگیزه و برانگیختگی یادگیری وجود نخواهد داشت بنابر این هرگونه آموزشی باید بر نیازها و انگیزه های اساسی و فرعی در دانش آموزان مبتنی باشد و رغبت های آنها را برای آموختن برانگیزد.

 وجود انگیزه نه تنها با آغاز یادگیری ضروری است ، بلکه برای ادامه و تقویت آن و حل مسائل و مشکلاتی که پیدا می شود و کاربرد آموخته ها در اوضاع تازه نیز ضرورت دارد و بدین سبب که انگیزه قوی دقت و تمرکز فعالیت ذهنی را زیاد می کند، پیدایش خستگی را به تاخیر می اندازد و پذیرش راهنمایی را در یاد گیرنده بیشتر می کند. به این ترتیب انگیزه یا محرک ، شرط ضروری هرگونه یادگیری است.

درباره تاثیر انگیزش بر یادگیری ، پژوهش های زیادی انجام شده است . در یک مطالعه تازه تر چند محقق آثار عوامل مهم مانند توانایی یادگیرندگان ، آموزش معلمان و انگیزش بر یادگیری را در متجاوز از 25هزار دانش آموز مورد بررسی قرار دادند.

مهم ترین عاملی که مستقیم با میزان یادگیری رابطه مثبت نشان داد، سطح توانایی یادگیرندگان بود. پس از آن ، 2عامل مهم دیگر، یکی آموزش معلم و دیگری انگیزش برای یادگیری بودند. پژوهشگران مذکور (کیت و کول ) در نتیجه گیری از بررسی خود نوشتند به نظر می رسد دانش آموزانی که در یک مدرسه دارای کیفیت و برنامه های سطح بالا به تحصیل اشتغال دارند از انگیزش زیادی برخوردارند.

دانش آموزانی که انگیزش تحصیلی بالایی دارند، فعالیت های تحصیلی بیشتری را می پذیرند، تکالیف درسی بیشتری انجام می دهند و در نتیجه موفقیت بیشتری کسب می کنند.

انگیزش تشویقی

اساسا استفاده از مشوق ها برای تغییر جهت رفتار برانگیخته شده به استفاده از وابستگی های تقویت به طور عاقلانه مربوط می شود، برای مثال ، در کلاس های ابتدایی ، کودک خردسال ممکن است به خاطر فعالیت های اجتماعی تقویت دریافت کند. کار کردن با دیگر کودکان و رابطه برقرار کردن با معلم به شکل مناسب برای یادگیری موثر ضروری است . کودک از راه اشتیاق به کسب تایید دیگران ، پرهیز از عدم تایید آن و برخورداری از یک جایگاه احترام اجتماعی در میان همگان برانگیخته می شود.

 

انگیزش پیشرفت

یکی دیگر از نیازهایی که پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده نیاز به پیشرفت با انگیزه پیشرفت است . انگیزه پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه به موقعیت کلی یا موقعیت در یک زمینه فعالیت خاص تعریف کرده اند. پژوهش های انجام شده در این زمینه نشان داده اند که افراد از لحاظ این نیاز با هم تفاوت دارند. بعضی افراد دارای انگیزه سطح بالایی هستند و در رقابت با دیگران و در کارهای خود برای کسب موقعیت بسختی می کوشند. بعضی دیگر انگیزه چندانی به پیشرفت موقعیت ندارند و از ترس شکست آماده خطر کردن برای کسب موفقیت نیستند.

پژوهش های انجام شده نشان داده که افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد در انجام کارها و از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند، پیشی می گیرند. بنا به نظریه اتکینسون ، اشخاصی که دارای انگیزه پیشرفت زیاد هستند در تکالیفی که دارای درجه استواری متوسطند و نه خیلی دشوار و نه خیلی آسان توفیق زیادی به دست می آورند، یعنی تکالیفی که این افراد در آن حداکثر جدیت را نشان می دهند تکالیفی هستند که انجام دادن آنها مستلزم قدری تقبل خطر است.

وظایف انگیزشی معلم

ابتدا باید چند نکته ریز درباره یادگیری را همیشه در نظر داشته باشیم : همیشه آنچه را یاد می گیریم خوب نیست . آدمی ، بد را همچون خوب یاد می گیرد. همیشه یادگیری آگاهانه انجام نمی گیرد و گاهی هم بدون این که آگاه باشیم یاد می گیریم . همیشه آنچه را می آموزیم آشکار نیست یا بزودی ظاهر نمی شود، بلکه گاهی ناپیداست یا در بلندمدت ظاهر می شود، مانند آموختن نفرت از یک شی ئ یا یک شخص . در هر صورت پدیده مهم در یادگیری که همیشه ضروری است ، انگیزش یا برانگیختگی است و هر معلم در برانگیختن محصلانش دارای 4وظیفه اساسی است.

1- درگیر کردن محصلان که وظیفه تحریکی است.

2- توصیف و توضیح درست به محصل که آنچه را او می تواند در پایان آموختن انجام دهد (توانایی های تازه ) و این را وظیفه انتظاری گویند.

 

3- تدارک پاداش هایی برای پیشرفت در راهی که پیشرفت محصل را برمی انگیزد و این وظیفه تشویقی است.

4- کاربرد پاداش ها و تنبیه برای هدایت و کنترل رفتار منحرف و این را وظیفه انضباطی خوانند.

روش های ایجاد انگیزش یادگیری

طرح مطالب درسی به صورت پرسش های جالب : مطالب یا موضوعی را که می خواهیم کودک و نوجوان یاد بگیرد به صورت پرسش یا پرسش هایی روشن و جالب که آنها را به فعالیت ذهنی و پویندگی ترغیب کند، مطرح کنیم.

باید کوشید تا در دانش آموزان احساس نیاز به وجود آید. وقتی دانش آموزی بر اثر شکست در درس تازه نسبت به آن درس نگرش منفی پیدا می کند، باید به او کمک کرد در درس تازه موفقیت کسب کند و در نتیجه به تصویری مثبت تر نسبت به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد، زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود. آنچه را که از دانش آموزان به عنوان هدف آموزشی انتظار داریم در آغاز درس دقیقا برای آنان بگوییم.

هدف هایی را که مطرح می کنیم باید روشن ، معین و مناسب با توانایی دانش آموزان باشد.در شرایط مقتضی ، از تشویق های کلامی استفاده کنیم . استفاده از کلماتی چون خوب ، آفرین ، مرحبا و عالی پس از عملکرد درست دانش آموز، از تدابیر موثر در ایجاد انگیزه است.

باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموز موفقیت خود را احساس کند، زیرا هیچ چیز مانند خود موفقیت به موفقیت کمک نمی کند.تکالیفی را که ارائه می کنیم باید نه بسیار مشکل باشد و نه ساده .باید از ارائه تکالیف یکنواخت پرهیز کرد، به عبارت دیگر باید از خاصیت برانگیختگی مطالب مختلف استفاده کرد.از آزمون ها و نمره ها به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان استفاده کنید.تکالیفی را که به دانش آموزان می دهید، همه را بعدا از آنان بخواهید.

تبادل نظر با دانش آموزان درباره مشکلات درس و شرکت دادن آنان در طرح نقشه های کار و فعالیت ، فواید زیادی دارد. قدردانی از کار دانش آموز او را به انجام کوشش و دلبستگی بیشتر وادار خواهد کرد.

 

می توان با فعال کردن دانش آموز هنگام تدریس و وادار کردن وی به انجام کارهایی درباره درس ، در او انگیزه قوی ایجاد کرد.

استفاده از علایق موجود یادگیرنده : مربیان و والدین می توانند علایق موجود دانش آموز را بشناسند و از آن استفاده کنند. به این صورت که از موضوع ها، دروس و فعالیت هایی که دانش آموز به آنها علاقه دارد در جهت علاقه مند کردن او به فعالیت هایی که کمتر علاقه دارد، استفاده کرد.

یکی دیگر از راه های ایجاد انگیزش ، تحریک حس کنجکاوی دانش آموزان است . اگر معلم بتواند ضمن درس ، مسائل مربوطی را مطرح یا طرح هایی را ارائه کند که نیاز به دانش و بینش داشته باشد آنچنان که دانش آموزان را برای یافتن پاسخ به تلاش و کوشش فکری وادارد.

وقتی درس با تفریح و بازی همراه باشد دانش آموزان به آموختن آن علاقه بیشتری پیدا می کنند. نکته دیگر برای افزایش انگیزش در دانش آموزان عبارت است از فراهم آوردن دروس و فعالیت های جالب.

منبع : مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 16- نقش انگیزه در تعلیم و تربیت دانش آموزان :

تاريخ : سه شنبه 1393/06/11 | 0:37 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

تخریب کردن شخصیت دانش آموزان به خاطر نمره ضعیف

تخریب کردن شخصیت دانش آموزان به خاطر نمره ضعیف :

دریافت کارنامه تحصیلی معمولا برای دانش‌آموزان و والدین آن‌ها با اضطراب و دلهره همراه است و این استرس در میان دانش‌آموزانی که به هردلیل امتحان خود را باموفقیت برگزار نکردند، بیشتر دیده می‌شود. بدون شک همه دانش‌آموزان در امتحانات نتایج دلخواه و مناسب را بدست نمی- آورند و علت این مساله نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد.

 

 ویژگی‌های فردی دانش‌آموز، عوامل آموزشگاهی، خانوادگی و اجتماعی می‌تواند در نحوه نتیجه‌گیری دانش‌آموز موثر باشد اما برخی از والدین بدون توجه به این مسایل، نتایج ضعیف درسی فرزندان خود را بر نمی‌تابند و پس از اطلاع از نمرات ضعیف فرزند خود، به آن‌ها برچسب‌های ناروایی می‌زنند.

 زدن برچسب نه تنها هیچ کمکی برای پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز نمی‌کند بلکه در اغلب موارد دانش‌آموز را از اشتیاق ادامه تحصیل و کسب موفقیت درسی هم باز می‌دارد.

 یک برخورد نامناسب می‌تواند همه تلاش‌های والدین، معلمان و مسوولان مدرسه را باناکامی روبه‌رو کند و به یقین این نتیجه مورد نظر هیچ یک از عوامل یاد شده نیست. کارشناسان تربیتی به خانواده‌ها توصیه می‌کنند که هنگام دریافت کارنامه دانش‌آموزان و اطلاع از نمرات ضعیف فرزندان خود، مواظب روح و روان آن‌ها باشند و از سخت‌گیری و بی‌احترامی نسبت به آن‌ها پرهیز کنند.

 مواظب شخصیت فرزند خود باشید. به او برچسب‌هایی نظیر تنبل، کودن، بی عرضه و غیره نزنید بلکه با تاکید بر نقاط مثبتش در وی انگیزه فعالیت ایجاد کنید.

 در هنگام دریافت کارنامه، بهتر است او را در موقعیت‌هایی قرار دهیم که فعالیت‌هایش توام با موفقیت و تجربه‌های شیرین باشد.

 همواره سعی کنید توانمندی‌های او را مد نظر قراردهید نه ضعف‌های او را.

 به تفاوت‌های فردی فرزندتان توجه کنید، مبادا او را با دیگران مقایسه کنید بلکه تنها می‌توانید نمرات او را با یکدیگر مقایسه کنید.

 توقع و انتظار از فرزندتان در حد توانایی‌هایی او باشد.

 وقتی نمرات فرزندتان ضعیف است تنها او را مقصر ندانید و این پرسش‌ها را از خود بپرسید که آیا الگوی تلاش و جدیت برای او بوده‌اید؟ آیا جریان تحصیل او را پیگیری کرده‌اید؟ آیا محیط خانه برای درس خواندن آماده بود؟ آیا دوستان او را می‌شناسید؟ و آیا ضعف جسمانی و بیماری نداشت؟

 

 چنانچه نمره خوب یا نسبتا خوب در کارنامه وجود دارد به آن اشاره کنید. اگر همه نمرات درسطح پایین است باز می‌توانید از نمرات دیگر بالاتر اشاره کنید و سپس علت ضعیف بودن نمرات را از فرزند خود جویا شوید و به به فرزندتان بگویید چه کمکی از دست ما بر می‌آید.

 با یکدیگر همه راه‌های ممکن را بررسی کنید و به او اطمینان دهید که شما حامی او هستید، او را دوست دارید.

 اگر بعداز بررسی علل، درصدد رفع ضعف خود است، تا آن‌جا که امکان دارد شرایط فعالیت را برای او آماده کنید و به فرزند خود قوت قلب دهید و متذکر شوید که هنوز دیر نشده‌است.

 با نگاه دقیق به کارنامه نمرات درس‌های مختلف را با میانگین درس‌های کلاس مقایسه کنید و نمرات خوب و خوب‌تر را مورد توجه قرار دهید و برای تلاشی که در کسب آن‌ها صورت گرفته وی را تحسین کنید.

 با کمک و تمایل فرزند خود،برنامه‌ای برای آمادگی و مرور درس‌های تجدیدی برای او تنظیم‌کنید تا دانش‌آموز از هم‌اکنون به فکر امتحانات مجدد باشد.

 عدم موفقیت دانش‌آموز در درس‌ها نباید سبب محرومیت او از تفریح، مسافرت، گردش با دوستان و استراحت شود بلکه باید برای همه کارهای او برنامه‌ریزی کرد زیرا فرزند شما به همه آن‌ها نیاز دارد.

 فراموش نکنیم که دانش‌آموز ناموفق نیز مانند سایر دانش‌آموزان حدود 9 ‪ ماه تلاش کرده و برای موفقیت در امتحانات و ورود به سال تحصیلی آینده، نیاز به گردش و تفریح و استراحت کافی دارد.

 بامشاورمدرسه نیز مشورت کنید تا شما را در پیداکردن بهترین راه‌حل و علت مشکل یاری کند.

منبع : مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 15- تخریب کردن شخصیت دانش آموزان به خاطر نمره ضعیف

تاريخ : سه شنبه 1393/06/11 | 0:33 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

10 جمله ویرانگر روحیه دانش آموزان

10 جمله ویرانگر روحیه دانش آموزان :       

هنگامی که دانش آموزان تکلیف خود را در مدرسه جا می گذارند، امکان دارد حتی شمار زیادی از پدران و مادران فهمیده، فرزند خویش را ملامت کنند و بگویند:" تو چقدر نادانی؟" یا به طور مثال، چنانچه در یک روز تعطیل بچه ها با هم دعوا کنند، ممکن است والدین بردبار نیز از این وضع شگفت زده شوند و بانگ برآورند:" به چه علت بچه های من چنین رفتاری دارند؟

 

احتمال دارد بزرگ کردن بچه، همچون آزمایشی جهت سنجش میزان صبر و استقامت پدر و مادر باشد، ولی این مورد خیلی اهمیت دارد که کاربرد عبارت آزارنده، احتمالا حس عزت نفس بچه را کاهش می دهد.

یک روان شناس کودک اظهار می دارد: والدین باید بدانند که خشم و محروم ساختن بچه از برخی چیزها را باید بدین جهت اعمال کنند که بچه پی برد چه رفتاری باید داشته باشد. به هر حال، پدر و مادر، امکانات روحی روانی ضروری را به منظور مهار موقعیت های گوناگون دارا می باشند."

در مطالب زیر ده مورد از جملات زیان بخشی را که احتمال دارد والدین ابراز دارند و سپس راه کارهای اجتناب از این موقعیت ها را تشریح کرده ایم:

 از چه رو نمی توانی مانند فلانی باشی؟

 "مریم" پیوسته تکالیفش را انجام می دهد و دندان هایش را مسواک می زند. لیکن برادرش "علی"، این گونه نیست و تمام امور را باید به وی یادآور شد. چرا او قادر نیست همانند "ماری" باشد؟

روان شناسان گفته اند که مقایسه صرفا موجب افزایش حسادت بین برادر و خواهر می گردد. به باور یک روانشناس کودک" در صورتی که بچه ای با خواهر یا برادرش یا بچه دیگری مقایسه شود، احتمالا از وی بیزار می گردد."

در عوض مقایسه کردن بچه ها، برای فرزندتان دقیقا مشخص سازید که از او چه می خواهید؟!

اتاق تمیز؟ میز مرتب؟ آن بخش از کردار بچه را که مایلید تغییر کند، به دقت مشخص سازید.

برای فرزندتان تشریح کنید که خوی های نیکو، چه یاری هایی به او می کند. مثلا به او توضیح دهید که عادت انجام به موقع تکالیف، سبب می شود نمرات ممتازی کسب کند و در این حالت نباید دلواپس باشد که تابستان نیز به مدرسه برود. چنانچه بچه متوجه شود که شما میل دارید وی، کردارش را در پاره ای از موارد عوض کند تا بهتر از آنچه هست، بشود، در این صورت یقینا تغییرات فرزندتان را شاهد خواهد بود.

 چرا مانند بچه های خردسال رفتار می کنی؟

 رفتار فرزند هفت ساله شما در یک تالار غذاخوری مانند بچه چهارساله است. شما شرمنده می شوید و به وی یادآوری می کنید که به چه دلیل نظیر خردسالان رفتار می کنی؟

پیامد کار چه می شود؟ به بچه اهانت شده و او اکنون با تنفر فراوان، همه نمک را از درون نمکدان بیرون می ریزد!

عوض ناراحت ساختن بچه، بکوشید شرایطی را مهیا سازید که از پس تغییر دادن فرزندتان به طرز دلخواه برآیید. نسبت به رفتار فرزندتان، به نحو غیر مستقیم بازتاب نشان دهید. مثلا می توانید بگویید:" می دانم که دوست داری پیش از رفتن به بستر، تلویزیون تماشا کنی و من مایل نیستم این فرصت را از تو بگیرم، ولی چنان چه تغییر رویه ندهی، نمی گذارم چنین کنی." با این حرف بچه در می یابد که احتمالا آن چیزی را که دوست دارد، از کف می دهد.

 چرا این اندازه ژولیده و نامرتبی؟

 فرزندتان، پوشاک نظیف و مرتبی به تن دارد، لیکن درست یک ساعت بعد با یک تی شرت کثیف، شلوار پاره و موهای به هم ریخته جلوی شما حاضر می شود.

انتقاد کردن از بچه، زمینه را برای کشاکش فراهم می سازد. امکان دارد پدرومادر بپرسند، پس ما برای مهار فرزندمان چه باید بکنیم؟ روانشناسان بدین سوال، این سان جواب می دهند:" هنگامی که بچه تصمیم می گیرد با دوستانش بیرون برود، بگذارید هر لباسی را که مایل است، بپوشد لیکن چنان چه با شما برای شام خوردن بیرون می آید، نباید هر لباسی را که می خواهد، بپوشد. فرزندتان باید فرابگیرد که در موقعیت های متفاوت، چه بپوشد. والدین می توانند شیوه صحیح را درباره موضوعات گوناگون به بچه بگویند".

 تو بامزه ترین، قشنگ ترین و زورمندترین بچه دنیایی!

 حتی یک لقب مثبت نابجا احتمالا محدودیت بچه شده و مانع می شود که وی خودش را به واقع آن گونه که هست، ببیند و بشناسد. مثلا چنانچه بگویید:" تو از تمام بچه ها، هوشمندتری"، امکان دارد سبب شود که او حس کند، هیچ گاه با شکست روبه رو نمی شود.

از اطلاع خود در مورد استعدادهای فرزندتان برای ترغیب و پیشرفت وی سود بجویید نه این که برچسب شخصیتی به وی بزنید. به عنوان مثال اگر بگویید:" تو با هوشی و من می دانم که اینکار از عهده ات بر می آید" خیلی دلگرم کننده تر و ملایم تر از این است که چنین بگویید:" تو باهوش ترین بچه دنیا هستی" می توانید این مورد را بیازمایید. یقینا برچسب بد زدن به بچه مانند غیب گویی از منش وی عمل می کند. به عنوان مثال اگر به او گفته شود "تنبل"، مایل است حتی تنبل تر اقدام کند زیرا مطمئنش ساخته اید که تن پروری جزو جدانشدنی شخصیت اوست.

 

پدر و مادر باید بکوشند عوض لقب منفی به کودک دادن، آن چیزی را که به واقع مورد نظرشان است، بر زبان بیاورند. آیا بچه کلا تنبل است؟ امکان دارد او امور روزانه اش را بدون یادآوری به اجرا در نیاورد. در این صورت والدین باید بچه را با روش جایزه دادن یا تبیه کردن، ملزم به انجام کارهای روزمره کنند.

 تو چقدر احمق هستی!

 یکی از هدف های اصلی در تربیت فرزند، ایجاد اعتماد به نفس در بچه است. به جای چنین عباراتی، جهت بهبود کردار فرزندتان اهتمام ورزید سخنان ترغیب کننده و مثبت بیان دارید. به او یاد بدهید که چگونه کاری را به درستی صورت دهد. مثلا، چنان چه فرزندتان بدون توجه به رفت و آمد خودروها، به وسط خیابان می دود، می توانید به وی بگویید:" موقع عبور از خیابان، باید دستم را بگیری".

هنگامی که بچه دستتان را گرفت، اضافه کنید:" تو خیلی باهوشی که دستم را میگیری. حالا می توانیم با خیال راحت از خیابان رد شویم."

 برخی اوقات آرزو می کنم که ای کاش بچه ای نداشتم.

 آنچه فرزندتان از عبارت بالا می فهمد، این است: " تو ارزش نداری و من تو را نمی خواهم". او این حرف را به دل می گیرد و حتی تا بزرگسالی به یادش می ماند.

آیا شما اینقدر بی خردید که به بچه بگویید:" ای کاش اصلا تورا نداشتم!". در عوض چنین بگویید:" بعضی وقت ها مرا خیلی ناراحت می کنی."

بهتر آن است که پدر و مادر قواعد پیش گقته را اجرا کنند تا بدین حد از خشمناکی نرسند. وقتی بچه می داند که پدرومادرش چه انتظاری از وی دارند و مشاهده می کند که با او دمسازند، یقینا رفتار نیکوتری در پیش خواهد گرفت.

 مرا تنها بگذار

 تمام پدر و مادرها پاره ای اوقات مایلند تنها باشند. ولی در صورتی که پرخاش کنان از فرزندتان بخواهید که ایشان را به حال خود گذارد، می اندیشد که دوستش ندارید. سعی کنید بچه ها را در انجام امور روزانه شرکت دهید. حتی یکی بچه سه ساله هم می خواهد در آماده ساختن میز شام یاری کند.

اگر موقعی که بچه ها به شما احتیاج ندارند، وقتی را برای سپری ساختن با آنان اختصاص دهید، در این حالت زمانی که توجه شما به اجرای سایر امور است، بچه ها کمتر مزاحم شما می شوند.آن هنگام که لازم است تنها باشید، می توانید به بچه بگویید:" من خیلی تو را دوست دارم، اما حالا بسیار کار دارم." به او فرصت دهید که دریابد شما بعدا مدتی را با او می گذرانید. در صورتی که فرزندتان اصرار کرد، می توانید بگویید:" چنانچه بار دیگر حرفم را قطع کردی، ناچارا باید به اتاقت بروی، چون اینجا اتاق من است." این روشی در جهت دور کردن بچه نیست بلکه یک راه کار تربیتی به حساب می آید.

 خفه شو!

 این عبارت سبب می گردد که بچه حس کند شما کوچک ترین علاقه ای به شنیدن نظرش ندارید و اندک اندک به این نتیجه دست می یابد که او فردی ناتوان در طرح هر پیشنهادی است.

شما می توانید با آرامش و خونسری به او بگویید:" ساکت باش" و اگر این لحن کلام بی اثر باشد، آن را با خونسردی لیکن محکم تر بیان کنید. یا امکان دارد تلویزیون را خاموش کنید و وی را به اتاقش بفرستید.

یادتان باشد که بچه ها همه چیز را از انگاره (الگوی) خود فرا می گیرند. در صورتی که می خواهید فرزندتان مودب باشد، باید نخست خودتان با ادب باشید. هیچ گاه به هم سن و سالتان نمی گویید" خفه شو!" پس به بچه تان هم نباید چنین حرفی بزنید.

 این کار را بکن وگرنه...!

 ترساندن های بی مورد، در نهایت به زدوده شدن قدرت شما می انجامد. این قبیل گفتار سبب می گردد که بچه به رفتار ناپسندش ادامه دهد تا ببیند شما تصمیم دارید چه کنید. روش مطلوب، چینش تنبیه ویژه ای است که می توانید به کار ببندید. مثلا به اوبگویید

" اگر حالا دست از این کارت نکشی، یک هفته کامل باید در خانه بمانی." یا " در صورتی که مجددا این عمل را تکرار کنی، حق نداری پس از ناهار بازی کنی." اینجاست که بچه می فهمد شما قادرید او را از برخی پیزهایی که دوست دارد، محروم سازید.

اگر حالا همراه من نیایی، دیگر با تو کاری ندارم و برای همیشه کنارت می گذارم!

 هر گز بچه ها را از رهاکردنش نترسانید. پدر و مادر باید برای فرزندشان پناهگاه امنی باشند، تا از آنجا بچه ها بتوانند به دنیا گام نهند. در غیر اینصورت آنان از حیث رفتاری، به افرادی وابسته وبدون اعتماد به نفس بدل می گردند.

چنانچه کودک نوپایی دارید که گوشه خیابان نشسته و تکان نمی خورد، باید بگویید:" یا با من بیا یا دستت را می گیرم و با خود می برم." و اگر ضرورت ایجاد کرد، بلندش کنید و با خود ببرید. اگر فرزندتان دوست دارد وقت تلف کند، بکوشید به وی توجه بیشتری داشته باشید. مثلا بگویید:" تو دقیقا پنج دقیقه وقت داری تا با دوستت بازی کنی و بعد باید برویم." این کلام موثرتر از آن است که بچه را بترسانید به این که او را می گذارید و می روید.

اگر حرف های ناصحیح به فرزندتان زده اید، فرصت های زیادی برای جبران آنها ندارید. باید اذعان داشت که اینان ویژگی برگشت ناپذیری دارند.

 

 روانشناسی موسوم به فلمینگ توصیه می کند که:" به نزد فرزندتان بشتابید، وی را در آغوش بگیرید و بگویید من حرف های زشتی به تو زده ام؛ برخی اوقات که از کوره در می روم، سخنانی به تو می گویم که به هیچ عنوان دوست ندارم متاسفم." این برخورد نه فقط موجب بهبودی رابطه شما با فرزندتان می شود، بلکه ایشان می آموزند که وقتی در شرایطی قرار می گیرند که سبب خشمگینی شان می گردد، باید چه کرده و چگونه خویشتن را مهار کنند.

این دستور مهم را به خاطر بسپارید:"

 پیوسته دست به کاری بزنید که بچه ها پی ببرند، دوستشان دارید."  

منبع : مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 14- 10 جمله ویرانگر روحیه دانش آموزان:

تاريخ : سه شنبه 1393/06/11 | 0:29 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

مشکل کم رویی در دانش آموزان

مشکل کم رویی در دانش آموزان :      

اکثر معلمان و مسوولان مدارس، در طول خدمت آموزشگاهی خود با دانش آموزانی برخورد می کنند که رفتارهایی متفاوت با سایر همکلاسان از خود نشان می دهند. یکی از این رفتارها که نگرانی بزرگترها را برمی انگیزد مشکل کمرویی و گوشه گیری دانش آموزان است که در گستره وسیعی جای می گیرد که با سکون، سکوت، غمگینی و درخود فرورفتگی و انزوا همراه است. 

 

روان شناسان کمرویی و گوشه گیری را رفتاری ناسازگارانه تلقی می کنند که بعضا مزمن و با دوام است. این رفتارها سازگاری کودک را با مشکلات زیادی مواجه می کند و برای زندگی سایر اشخاص که به نوعی با کودک در تماس هستند، عامل مزاحمی به حساب می آید.

 تعریف کمرویی

کمرویی و کناره گیری کودک، کوششی برای خودداری از ارتباط با محیط اطراف است. کودک کمرو و گوشه گیر ممکن است از برقرارنمودن تماس با افراد و شرکت در فعالیت های اجتماعی، تقلیل یافتن علائق ذهنی و عاطفی به محیط خارج همراه باشد. این دسته از کودکان ممکن است از موقعیت هایی مانند؛ شکست، انتقاد، کمبود، اعتماد به نفس، دستپاچگی یا تحقیر ترس داشته باشند.

کودکان کمرو و گوشه گیر معمولا از داشتن دوست محروم هستند و یا تک دوست بوده و بسیار به آنها وابسته می باشند و به طور کلی از بودن در کنار هم سن های خود لذت نمی برند و به فعالیت های گروه علاقه نشان نمی دهند. متاسفانه کودکان کمرو و کناره گیر معمولا موردتوجه قرار نمی گیرند، علت نیز آن است که نسبت به کودکان دیگر، کمتر توجه اطرافیان را به خود جذب می کنند. روابط اجتماعی این دسته از کودکان در مقایسه با همسالان در عملکردهایشان دچار کمبود و کاستی است و احتمالا حالت هایی از افسردگی و ناشادی را تجربه خواهند کرد و با مشکلات آموزشی خود، مواجه خواهند گردید.

 مشخصه های رفتاری کودکان کمرو و گوشه گیر

رفتار گوشه گیری یا انزواطلبی به عنوان یکی از مشکلات عمده در کودکان و نوجوانان محسوب می شود و متاسفانه برای آنکه در مدرسه ایجاد دردسر و مشکل نمی کنند دیرشناخته شده و گاه به عنوان فردی مودب و بی دردسر از طرف دیگران معرفی می گردند. در نتیجه تشخیص و شناخت آنها به تاخیر می افتد و زمانی متوجه مشکل می گردند که کار درمان سخت تر و وضعیت شاگرد حادتر شده است.

این کودکان و نوجوانان دارای احساس بی کفایتی بوده و به دنیای درون خود پناه می برند و بیش از حد متواضع هستند و حتی اگر با مسئله ای مخالف باشند جرات بیان مخالفت یا نظرات خود را ندارند.این افراد نسبت به مسائل اطراف خود حساسیت بیش از حدی دارند و اگر مسئله ای مخالف نظر آنها باشد یا مجبور به شرکت در کار جمعی باشند، در گوشه ای کز کرده و با کسی حرف نمی زنند و گاه در هنگام شدت ناراحتی ناخن های خود را می جوند.رفتار چنین کودکانی همواره با شک و تردید همراه است و دور از اطمینان که جهش های ناشیانه و پس روی های ناگهانی به دنبال دارد.

همه این حرکات این تصور را ایجاد می کند که شخص کمرو بین دو نیروی متضاد در کش و واکش است.هر کودک کمرویی دارای خصوصیاتی است که ناتوانی او را در نظر خودش بزرگ تر و در نظر دیگران نمایان تر جلوه می دهد. مثل این است که کودک با کمرویی خود می خواهد بگوید؛ «می بینید که من چقدر رنج می برم، پس راحتم بگذارید!»بدین ترتیب کودک با رفتار تردیدآمیز خود به جایی می رسد که از ارتباط های اجتماعی که برای او رنج آور و دشوار است پرهیز می کند، زیرا می ترسد نتواند به صورت مناسبی با آنها روبه رو شود.

 نشانه های دیگر

دست های کودک کمرو غمناک است. کودکی که از کمرویی خود به ستوه آمده است جرات نمی کند دست کسی را که به سوی او دراز شده است بفشارد، زیرا می ترسد که او متوجه غمناک بودن دست هایش بشود. دشواری دیگر برای بعضی از کودکان انزواطلب احساس نیاز رفتن به دستشویی است، زیرا می ترسند برای رفتن به دستشویی از معلم اجازه بگیرند و معلم اجازه ندهد، این دسته از کودکان گاهی موقع حرف زدن دچار دشواری هایی می شوند. از ترس اینکه نتوانند منظور خود را شرح دهند، به لکنت زبان دچار می شوند.

این نقص بیشتر در مقابل کسانی مطرح می شود که کودک از قضاوت ایشان بیمناک است. حرف زدن با کسی که مورد اطمینان اوست و به او محبت دارد برایش آسان است. بعضی از معلمان گاهی دیده اند که کودک کمرویی که مورد پرسش قرار گرفته، چنان دست و پای خود را گم کرده است که به ادعای خود سوال را نشنیده است. کودک کمرو با کناره گیری از گروه کودکان، از بازی هایی که به فعالیت گروهی نیاز دارد خودداری می کند و این رفتار او را از آموختن اصول زندگی اجتماعی باز می دارد و مانع رشد احساس اجتماعی بودن در او می شود.

 

کودک کمرو از نوعی احساس حقارت رنج می برد، او به توانایی هایی که دارد اعتماد ندارد و آنها را ناچیز می شمارد. خود را برای زندگی ضعیف و نامجهز می بیند و چنین می پندارد که برای دفاع در مقابل مشکلات آماده نیست.

 سبب شناسی مشکل

گاه گفته می شود که کمرویی نوعی بیماری خانوادگی است. اما این گفته صحت کامل ندارد. کمرویی در اغلب موارد یک نقص موروثی نیست (به جز در مواردی که با نشانه هایی از بیماری اسکیزوفرنی همراه است) بلکه رفتار نامناسبی است که کودک از محیط کسب می کند که سبب شناسان برای آن عللی را برشمرده اند.

مشکلات و اختلافات ریشه دار خانوادگی، محرومیت از محبت، فعالیت های اجتماعی بیش از حد پدر و مادر، نقص عضو یا بیماری های دیگر جسمانی، شکست های متعدد در زندگی، تحقیر کودک در مقابل جمع، انتقاد و تمسخر در حضور دیگران، نداشتن معیارهای خاصی که کودک و نوجوان برای محبوب شدن، برای خود در نظر بگیرد، توقع بیش از حد داشتن از کودک، تغییراتی که در خانواده پیش می آید مانند تولد خواهر یا برادر کوچک تر از جمله عواملی است که منجر به گوشه گیری و کمرویی در کودک خواهد شد.

 راهکارهایی برای معلمان

۱) سعی کنید علت اصلی کمرویی و کناره گیری کودک را پیدا کنید. از یادداشت های روزانه، نمایش، ایفای نقش، جملات ناتمام، قصه گویی یا فنون مشاوره استفاده کنید تا کودک را بهتر بشناسید.کودکان اغلب احساسات خود را در اینگونه از فعالیت ها واضح بیان می کنند.

۲) برای جلب اعتماد کودک و ایجاد یک ارتباط خوب تلاش کنید.

۳) از کودک خجالتی بخواهید که به دانش آموز دیگر، در نقش یک معلم کمک کند. هر توانایی و نکته جالب را که باعث بهبود روابط کودک می شد را اصل قرار دهید.

۴) کودک کمرو و گوشه گیر را در فعالیت های گروهی کوچک یا در فعالیت های کودکان دیگری که با آنها دوست است درگیر سازید. یک کودک خجالتی بیشتر دوست دارد در گروه های کوچک صحبت کند. او را برای انجام کارهای خاص با کودکان دیگر همرا کنید.

۵) به کودک کمرو و گوشه گیر مسوولیت های مختلفی واگذار کنید. مانند انتقال پیام ها، کمک به مسوولان مدرسه، کمک به دفتردار مدرسه، تدارک وسایل آزمایشگاه و ... از واگذاری کارهای سخت به کودک و همچنین کارهای اجرایی و نمایشی مانند صحبت کردن در مقابل کلاس که او را دستپاچه می کند خودداری کنید.

۶) از کارهایی که کودک خجالتی دوست دارد و قادر به انجام آن است از قبیل شرکت کردن در گروه دوستان، صحبت کردن با شخصیت معروف و یا بازی در یک گروه، فهرستی تهیه کنید و به کودک فرصت دهید تا یکی از این کارها را انتخاب کند و برای رسیدن به هدف شایستگی خود را نشان دهد. از رفتارهای تمرینی استفاده کنید.

۷) با صحبت کردن در مورد کمرویی و گوشه گیری کودکان آنها را ناراحت نکنید. همچنین از صداکردن و دعوت آنها برای اجرای فعالیت های خاص در مقابل دیگران بدون هماهنگی قبلی اجتناب کنید. یک روش مناسب برای تشویق کودک شرکت در کلاس طرح تمرین و پرسش و پاسخ با کودک است. در این روش کودک و معلم قبلا سوال و جواب را تمرین کرده اند سپس زمانی که معلم کودک را پای تخته فرا می خواند، کودک احساس می کند که این فعالیت (پرسش و پاسخ) راحت و آسان است و اعتماد به نفس پیدا می کند.

۸) خودپنداره مثبت را در کودک تقویت نمایید.

۹) برای آموزش کودک کمرو از روش «ابراز وجود» استفاده کنید. از کودک بخواهید موقعیت هایی را که دوست دارد در آنها موثر باشد و راه های تماس برای برخورد با هر موقعیتی را بررسی کند، سپس طبق برنامه ای تعیین شده با کودک کار کنید.

۱۰) زیمباردو(۱۹۷۷) پنج مرحله را برای تغییر رفتار کودک گوشه گیر پیشنهاد می کند؛

درک خود

فهم دلایل گوشه گیری

 عزت نفس

گسترش فعالیت های اجتماعی

و کمک به دیگر افراد کمرو (برای غلبه بر کمرویی خود و دیگران)

منبع: مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 13- مشکل کم رویی در دانش آموزان :

تاريخ : سه شنبه 1393/06/11 | 0:22 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

بیش فعالی چیست و چگونه درمان می شود ؟

بیش فعالی چیست و چگونه درمان می شود ؟      

اختلال بیش‌فعالی همراه با نقص توجه یکی از شایع‌ترین اختلالات روانپزشکی در کودکان است که به اختصار ADHD نامیده می‌شود.این اختلال پدیده‌ای نیست که صرفا در سال‌های اخیر ظهور کرده باشد، بلکه دارای تاریخچه‌ای نسبتا طولانی است.

 

در طول زمان، متخصصان این اختلال را با نام‌های میل انفجاری، بازداری اراده و ناتوانی از مهار اخلاقی، فزون‌جنبشی، اختلال نارسایی توجه و اختلال نارسایی توجه با فزون‌کنشی یا بدون آن خوانده‌اند.

در یک تعریف جامع، این اختلال عبارت است از «الگوی پایدار بیش‌فعالی یا نقص توجه، به طوری که شدت آن بیش از حد طبیعی یک کودک طی روند رشد باشد. برای تشخیص این اختلال لازم است دست‌کم برخی از علائم تا قبل از سن هفت سالگی بروز کند. علائم باید حداقل شش ماه باقی بماند و علائم این اختلال دست‌کم در دو محل از بین مدرسه، خانه و... مشاهده شود.»

حدود هشت تا 10 درصد کودکان به این اختلال مبتلا می‌شوند. احتمال تشخیص این اختلال در پسران سه برابر دختران است‌ (در برخی منابع تا 9 برابر ذکر کرده‌اند) اما علت این تفاوت هنوز مشخص نشده است. دخترهای مبتلا به این اختلال بیشتر از پسران بی‌توجهی نشان می‌دهند، اما در رابطه با دیگران مشکلات کمتری دارند و همچنین بیشتر از پسران دچار انزوای اجتماعی، اضطراب و افسردگی می‌شوند و کمتر از پسران دارای مشکلات رفتاری هستند.

به والدین دارای کودکان مبتلا به بیش‌فعالی توصیه می‌کنیم از آنجایی که دارودرمانی برای کودکان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی به تنهایی پاسخگو نیست، بهتر است روش‌های تربیتی و برخورد مناسب با این کودکان را فرا بگیرند اما براستی چگونه باید با این کودکان برخورد کرد؟ روش‌های تربیتی مناسب این کودکان کدام است؟

بزرگ کردن هر کودکی به آموزش والدین نیاز دارد، اما کودک بیش‌فعال نیروی ویژه‌ای را می‌طلبد. اگر به عنوان والدین کودک، نقش خود را بخوبی در مقابل همه کسانی که در درمان کودک شرکت دارند ـ مانند معلمان، پزشک، روان‌شناس و حتی سایر اعضای خانواده ـ ایفا کنید، مهم‌ترین و بهترین مدافع کودک هستید.نتیجه این حمایت‌ها و آموزش‌ها این است که می‌توانید به کودک بیش‌فعال خود کمک کنید به سوی موفقیت گام بردارد. در اینجا چند روش مناسب برای رفتار با این کودکان را بیان می‌کنیم:

 

نگرش و افکار خود را تغییر بدهید

از آنجا که تعدادی از انتظارات، باورها و پیشداوری‌های خاص والدین باعث بروز مشکلات ارتباطی والد و کودک می‌شود، لازم است برخی از شناخت‌ها در نخستین مرحله اصلاح شود.مثلا به عنوان والد باید بدانید: رفتار کودک مربوط به یک اختلال است و از روی قصد و عمد نیست، کودک توانایی یادگیری و موفقیت دارد، کودک مجموعه‌ای از توانایی‌های منحصربه‌فرد را دارد که این ویژگی‌ها ارزشمند است. به صورت خلاصه هر چقدر می‌توانید در مورد این بیماری بیاموزید؛ هر چقدر بیشتر بدانید می‌توانید به کودکتان بهتر کمک کنید.

گوش دادن و صحبت کردن را بیاموزید

باز نگه‌داشتن پل ارتباطی میان والدین و کودک فوق‌العاده مهم است و موجب می‌شود اختلاف‌ها و تعارض‌های میان والدین و کودک به شکل موثری از میان برداشته شود و از وخیم‌تر شدن روابط میان آنها جلوگیری کند. برای این مورد پیشنهاد می‌شود:

* رفتار خود را با سن کودک متناسب کنید.

* در هنگام صحبت با کودک ارتباط چشمی ‌با او داشته باشید.

* با جملات ساده صحبت کنید.

* خود را به جای کودک بگذارید.

* سعی کنید هدف او را از بروز چنین رفتارهایی کشف کنید و برای گوش دادن به صحبت‌های کودک خود وقت بگذارید.

* آرام ولی محکم صحبت کنید. اگر معمولا هنگامی‌ که کاری از کودکتان می‌خواهید صدایتان را بلند می‌کنید، کودک می‌آموزد هنگامی‌ که صدایتان را به حداکثر نرسانده‌اید، به شما بی‌توجهی کند.

* احساستان را به کودک بگویید. بدون این‌که مستقیم از کودک انتقاد کنید، به او بگویید در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید. برای مثال: «به خاطر این‌که موهایت را شانه نمی‌کنی واقعا ناراحتم» یا «وقتی بموقع نمی‌خوابی، واقعا نگران می‌شوم.»

توجه مثبت به کودک نشان دهید

فقط زمانی می‌توانید با موفقیت برای فرزند خود حد و مرز قوانین را تعیین کنید که به ویژگی‌های مثبت او توجه نشان دهید.موثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار یا تحسین است. اگر هنگام تحسین کودک خود، راهنمایی‌های زیر را به کار ببندید، متوجه خواهید شد این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار موثر است.

به کودک خود بگویید که کدام صفات او را می‌پسندید. دست‌کم چندبار در روز کودک خود را به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید.برای دریافت پاسخ‌های بهتر، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن، نوازش کردن و دیگر نشانه‌های عملی محبت همراه با کلمات مهرآمیز برای کودکان مناسب‌تر است. به این نکته توجه داشته باشید که همیشه از جملات متنوعی برای این کار استفاده کنید، زیرا کودک بعد از مدتی از جملات تکراری خسته می‌شود. بازخورد فوری نشان دهید و رفتار کودک را برای موفقیت‌های کوچک‌تر نادیده نگیرید.

کودک را با افراد دیگر مقایسه نکنید

روزانه 15 تا 20 دقیقه از وقت خود را به کودک اختصاص دهید تا روابط والد ـ فرزند نزدیک‌تری ایجاد شود و زمینه برای تخلیه هیجانات نیز صورت گیرد.در این اوقات به کودکتان در انتخاب فعالیت یا تکلیف، حق انتخاب بدهید و کودک نقش اصلی را بر عهده بگیرد.

دستورات موثر و مناسب بدهید

کودکان دچار اختلال بیش فعالی در کنترل حواس خود ناتوان هستند. به این ترتیب وقتی می‌خواهید کودک رفتار خاصی داشته باشد یا کار خاصی انجام دهد، باید حواس خود را متمرکز کند.برای آموزش این مرحله از مداخله موارد زیر پیشنهاد می‌شود:

* محیط خانه را بازسازی کنید. فعالیت‌ها و شلوغی‌ها و تماس‌های تلفنی غیرضروری را کاهش دهید و تلویزیون را خاموش کنید.

* برای تقویت توجه کودک ابتدا از بازی «نگاه‌تو برنگردون» استفاده کنید. به این ترتیب که شما و کودکتان به چشمان یکدیگر خیره شوید، هرکس زودتر خسته شود و نگاهش را برگرداند، بازنده است. پس از این‌که کودک خیره شدن را بخوبی یاد گرفت، به او بیاموزید حواسش را روی کسی که در حال صحبت کردن است، متمرکز کند یا به عبارتی «رادارش را روی او قفل کند». هنگام غذا خوردن به‌طور عمد ترتیبی بدهید تا افراد مختلف صحبت کنند و ببینند آیا کودک این بازی را درست انجام می‌دهد یا نه. فراموش نکنید در صورت انجام درست این تمرین، کودک را تحسین کنید.

* مطمئن شوید کودکتان وظایفش را متوجه شده است و از او بخواهید دستور را با صدای بلند تکرار کند. 

* برای انجام کارها از کودک خواهش نکنید. اگر شما در مورد مساله‌ای از کودک خود خواهش کنید، باید انتظار جواب «نه» را داشته باشید. 

نحوه انجام درست فعالیت‌ها را آموزش دهید

والدین همیشه مشتاق هستند کودک بتواند از خودش مراقبت کند، رفتارش را کنترل کند و رفتاری مسئولانه داشته باشد. برای این‌که والدین موثری برای این کودکان باشید، باید یک مدیر موثر باشید؛ زیرا شما در حال اداره فردی هستید که سطح خودکنترلی‌اش پایین است. تعامل شما با کودک باید ثابت و قابل پیش‌بینی باشد.

برای آموزش این مرحله از مداخله، موارد زیر پیشنهاد می‌شود:

* فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که کودک قادر به انجام آنها باشد.

* قوانین باید به صورت شفاف و خلاصه شده باشد. کودک باید به طور دقیق بداند شما چه انتظاری از او دارید.

* وظایف را به مراحل کوچک‌تر تقسیم کنید.

* به کودک خود بگویید چه کاری را باید انجام بدهد، نه این‌که چه کاری را نباید انجام بدهد، زیرا باید به این کودکان شروع راه را نشان دهیم، نه این‌که آنها را متوقف کنیم.

* به کودک علامتی نشان دهید که به او بفهماند زمان شروع کارش است؛ از کودک بخواهید به شما بگوید در شروع، وسط و پایان چه کارهایی را انجام داده است.

* یک ساختار زمانی ثابت را برای غذا خوردن، انجام تکالیف، تلویزیون نگاه کردن، بیدار شدن و به رختخواب رفتن تنظیم کنید.

* برای انجام کارهایی که به توجه و یادگیری نیاز دارد، وقت استراحتی تعیین کنید.

* به کودک اجازه دهید انرژی‌های اضافی خود را با انجام بعضی از ورزش‌های فیزیکی تخلیه کند.

* تکالیف مدرسه را به طور روزمره مرور کنید و از آموزگار بخواهید کارهای کلاسی کودک را برای شما بفرستد. همچنین زمان مشخصی را برای انجام تکالیف انتخاب و برای انجام تکالیف روزمره جدولی تهیه کنید. به عنوان مثال، شنبه‌ها: ریاضی و فارسی.

* یک مکان آرام تعیین کنید که کودک تکالیف مدرسه را در آنجا انجام و کتاب‌ها و دفترهای مدرسه‌اش را هر شب پیش از خواب در آنجا قرار دهد و صبح، هنگام رفتن به مدرسه آنها را فراموش نکند؛ تکالیف را بازبینی کنید. صحت و نظم و ترتیب آنها را بررسی کنید و به کودک خود تذکر دهید اگر تکالیفش را انجام دهد، به او پاداش می‌دهید. کودک را در انجام تکالیفش راهنمایی کنید. ولی خودتان تکالیف را انجام ندهید.

* با ایفای نقش، کودکتان را آموزش دهید. این موقعیت‌ها می‌تواند شامل دعوت یک دوست به بازی، صحبت با تلفن، خوشامدگویی به مهمان، گفت‌وگو با کودکان و... باشد.

* کودک را مکلف کنید کارهای خانه مانند چیدن سفره، مرتب کردن اتاق، کمک در آشپزی و... را انجام دهد؛ از این طریق اعتماد خود به توانایی او در مسئولیت‌پذیری را نشان دهید. ** در زمان مناسب تشویق و تنبیه کنید

پاداش و تشویق برای رفتار مطلوب، یک تقویت‌کننده محسوب می‌شود. کودک نسبت به کاری که انجام داده است، احساس خوبی پیدا می‌کند و در نتیجه آن کار را تکرار خواهد کرد. برای این مورد نیز بهتر است موارد زیر رعایت شود.

* به پاداش‌ها تنوع ببخشید. برای کمک به تصمیم‌گیری در مورد پاداش، خواسته‌های کودکتان را بررسی کنید. می‌توانید از کودک خود پرسش‌های زیر را بپرسید «اگر بتوانی سه آرزو بکنی، آنها کدام‌اند؟» «اگر بنا باشد فقط یک چیز از بابا بخواهی، آن چیست؟»

* پاداش‌ها و امتیازها را فقط در جریان یا بلافاصله پس از بروز رفتار مطلوب ارائه کنید.

* هنگامی‌که پاداش یا امتیاز می‌دهید، از کلمات مثبت و تشویق‌کننده و نیز از ناز و نوازش استفاده کنید.

* گاهی به کودک بگویید برای گرفتن پاداش و امتیاز از او چه رفتار مطلوبی را انتظار دارید.

* برچسب‌های ستاره‌دار یا اشیاء رنگی را انتخاب کنید و در مقابل انجام کار درست یک ژتون به کودک بدهید و در مقابل انجام کار اشتباه، یک ژتون از او بگیرید و مثلا، در ازای جمع‌آوری پنج ژتون یک هدیه به او بدهید.

* از تصحیح بیش از حد استفاده کنید. براساس این روش، از کودک می‌خواهید رفتار ناشایست خود را اصلاح کند. مثلا کودک شما روی دیوار نقاشی می‌کشد. به او بگویید «دیوار کثیف شده است و باید آن را تمیز کنی تا دوباره قشنگ شود.»

* از روش محروم کردن استفاده کنید، البته در استفاده از این مورد محل محرومیت را به دقت انتخاب‌ و از امنیت و سلامت آن اطمینان حاصل کنید و مدت زمان محرومیت را برحسب سن کودک تعیین کنید.

* از کودکتان بخواهید سه تا پنج الگوی نقش یا قهرمان را نام ببرد. بعدا از او بپرسید الگوها یا قهرمانان او برای غلبه بر مشکلات کنترل تکانه چه خواهند کرد. پاسخ‌های کودک را بررسی و او را در برداشتن گام‌های مشابه در راستای تمرین افزایش خویشتنداری تشویق کنید.

* رویدادها یا عوامل استرس‌زایی را که در افزایش بیش‌فعالی، رفتارهای تکانشی و حواس‌پرتی کودک نقش دارد، مشخص کنید.

 

به یک گروه حمایتی بپیوندید

برخورد و اتخاذ شیوه‌های تربیتی با کودکان بیش‌فعال بسیار توانفرساست. در این گروه‌های حمایتی شما با سایر مادران دارای فرزند بیش فعال آشنا خواهید شد که ضمن احساس همدردی کردن با آنان، می‌توانید از تجارب موفق آنان نیز استفاده کنید.

تشخیص اختلال

معمولا اختلال از سه سالگی به بعد تشخیص داده می‌شود، اما بیشتر کودکان در سنین مدرسه و با تشخیص معلم به مراکز درمانی ارجاع داده می‌شوند.تشخیص، به یک ارزیابی کامل نیاز دارد. اگر تشخیص قطعی نشده باشد تشخیص‌های دیگر مانند ناتوانی در یادگیری یا افسردگی مطرح می‌شود.سابقه پزشکی کودک و خانواده بسیار مهم است. برخی از بیماری‌های دیگر مانند استرس، افسردگی و اضطراب می‌تواند مانند بیش‌فعالی تظاهر کنند.

ممکن است از والدین سوالاتی در مورد این بیماری‌ها و نیز در مورد سیر رشد و تکامل کودک، رفتار کودک در خانه، در مدرسه و در بین دوستان پرسیده شود. از سایر افرادی که کودک شما را مرتب می‌بینند نیز باید در این موارد سوال شود.عامل اصلی بیش‌فعالی شناخته‌شده نیست، اما عوامل متعدد ژنتیکی، صدمات مغزی، عوامل عصبی شیمیایی، عوامل عصبی فیزیولوژیکی و عوامل اجتماعی روان‌شناختی را موثر می‌دانند.

منبع: مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 12- بیش فعالی چیست و چگونه درمان میشود ؟

تاريخ : سه شنبه 1393/06/11 | 0:16 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

فرمولی برای پیش بینی قد کودک

فرمولی برای پیش بینی قد کودک :         

رشد قدی کودک از دوران جنینی شروع می شود و در دوران نوزادی تا زمان بلوغ این رشد ادامه پیدا می کند و بعد از بلوغ با بسته شدن صفحه رشد، رشد قدی قطع می شود.معاون مرکز تحقیقات غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اهمیت ژنتیک در رشد قد افراد خاطرنشان کرد:

 

« اختلالات عاطفی و عدم برخورداری از مهر و محبت مادری می تواند در کوتاهی قد دخالت داشته باشد. دیده شده کودکانی که در پرورشگاه بزرگ می شوند احتمال اینکه قد کوتاهی پیدا کنند نسبت به بقیه افراد جامعه بیشتر است.»

دکتر محمدرضا مهاجری تهرانی گفت:« رشد قدی کودک از دوران جنینی شروع می شود و در دوران نوزادی تا زمان بلوغ این رشد ادامه پیدا می کند و بعد از بلوغ با بسته شدن صفحه رشد، رشد قدی قطع می شود.»

 

وی ادامه داد:«معمولا قد افراد به طور متوسط به هنگام تولد 50 سانتی متر است و بعد از تولد در 2 سال اول زندگی حدود 35 سانتی متر به طول قد اضافه می شود و بعد از آن تا زمان بلوغ سالی 6 سانتی متر به طول قد اضافه می شود.

 

در زمان بلوغ مجددا افزایش سرعت رشد قد را داریم و بعد از آن صفحه رشد بسته می شود به عبارت دیگر در زمان بلوغ در پسرها حدود 30 تا 35 سانتی متر و در دخترها حدود 20 تا 25 سانتی متر به طول قد اضافه می شود و عمدتا در مراحل اولیه بلوغ در دخترها به طول قد اضافه می شود و بعد از شروع عادت ماهیانه رشد قدی آنها به سرعت کاهش پیدا می کند و قطع می شود اما پسرها در مراحل پایانی بلوغ حداکثر رشد قد را دارند و بعد از آن صفحه رشد بسته می شود.»

 

این فوق تخصص غدد و متابولیسم افزود:« بنابراین به طور متوسط به دلیل اینکه دخترها زودتر به بلوغ می رسند در سن 15 تا 17 سالگی صفحه رشد قد آنها بسته می شود اما در پسرها 16 تا 18 سالگی صفحه رشد آنها بسته می شود به همین دلیل بسیاری از تبلیغاتی که داروهای افزایش رشد قد در هر سن و به صورت تضمینی را تبلیغ می کنند فقط قصد کلاهبرداری و سودجویی از مردم را دارند.»

 

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران خاطرنشان کرد:« عمده رشد قد افراد به ژنتیک آنها بستگی دارد یعنی در صورتی که قد پدر و مادر کوتاه باشد احتمال اینکه بچه قدکوتاه باشد بسیار زیاد است و اگر پدر و مادر قد بلندی داشته باشند به احتمال زیاد بچه قد مناسبی پیدا می کند.»

 

دکتر محمدرضا مهاجری تهرانی در ادامه به خبرنگار سلامت نیوز گفت:«می توانیم طبق فرمولی ساده پیش بینی کنیم قد نهایی کودک چه اندازه می شود به این صورت که قد پدر به اضافه قد مادر تقسیم بر 2 به اضافه عدد 6.5 به طور متوسط قد یک پسر است و منهای عدد 6.5 می توانیم بگوییم به طور متوسط قد یک دختر است.»

 

وی خاطرنشان کرد:« عوامل دیگری مثل سوء تغذیه نیز در کوتاهی قد دخالت دارند همچنین اختلالات عاطفی و عدم برخورداری از مهر و محبت مادری می تواند در کوتاهی قد دخالت داشته باشد. دیده شده کودکانی که در پرورشگاه بزرگ می شوند احتمال اینکه قد کوتاهی پیدا کنند نسبت به بقیه افراد جامعه بیشتر است.»

 

معاون مرکز تحقیقات غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد:«از دیگر عوامل موثر در کوتاهی قد می توان به مسئله هورمونی اشاره کرد برخی از بیماری ها مثل کم کاری تیروئید و یا افزایش عملکرد غده فوق کلیه می توانند باعث کوتاهی قد شوند و کمبود هورمون رشد هم یکی از علل کوتاهی قد در جوامع است.»

 

وی گفت:«عمدتا اگر مادر در دوران حاملگی در معرض مواد شیمیایی باشد باعث می شود وزن نوزاد به هنگام تولد کمتر از حالت طبیعی باشد و ممکن است قد نوزاد هم کوتاه باشد و می توان گفت کوتاه بودن قد و کمبود وزن در دوره کودکی می تواند از علل کوتاهی قد در بزرگسالی باشد.»

منبع : مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 11- فرمولی برای پیش بینی قد کودک :

تاريخ : سه شنبه 1393/06/11 | 0:6 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

چگونه مهربانی را به کودکان بیاموزیم ؟

چگونه مهربانی را به کودکان بیاموزیم ؟        

نیاز به عشق و محبت از تولد با كودك است. كودك به‌واسطه‌ این ارتباط ابتدا با مادر و بعد با پدر و بتدریج با سایر نزدیكان رابطه نزدیكی پیدا می‌كند. این ارتباط اساس تمام روابط بعدی كودك را تشكیل می‌دهد.كه علاوه بر خانواده، شامل ارتباط او با همسر و فرزندان، دوستان، همكاران و اطرافیان او نیز می‌شود.

 

 اما حتما همه شما كودكانی را دیده‌اید كه با سنگ و چوب به جان سگ و گربه می‌افتند یا در كلاس زورگویی می‌كنند و همكلاسی‌های ضعیف‌تر از خودشان را اذیت می‌كنند. تا به حال از خودتان پرسیده‌اید دلیل این كار چیست و چرا آنها نمی‌توانند دست‌نوازش بر سر گربه و حیوانات بكشند.فرید براتی سده، روانپزشك معتقد است كه مهربانی، محبت، سخاوت، دلسوزی، عشق و نوعدوستی مفاهیمی مرتبط با هم است كه در ارتباطات بین فردی نمایان می‌شود.

ویژگی‌های كودك نامهربان

روان‌شناسان معتقدند كه نبود مهربانی آسیب‌های شدید و غیر قابل جبرانی به بار می‌آورد. همه ما در زندگی روزمره‌ خود با افراد نامهربان زیادی مواجه شده‌ایم. یك فرد نامهربان چه خصوصیاتی دارد؟براتی دراین‌باره می‌گوید: درك نكردن دیگران و ناتوانی در توجه، همدلی و همدردی با دیگران، صمیمی نبودن با دیگران، رفتارهای خشن و بی‌رحمانه با دیگران و گاهی دشمنی با آنها و بدخواهی برای آنها واحساس پشیمانی و ناراحتی نكردن از آزار و صدمه‌ای كه دیگران وارد كرده‌اند از ویژگی‌های رفتاری این كودكان است.

این رفتارهای نامهربانانه در كودكی می‌تواند در آینده منجر به بزهكاری، اعتیاد، پرخاشگری، بیماری‌های جسمی و روانی شود.كودكان خیرخواه و سخاوتمند، كودكانی هستند كه تنها به فكر خود و منافعشان نیستند، بلكه به احساسات، نیازها و خواسته‌های دیگر افراد خانواده و دوستانشان نیز اهمیت می‌دهند.این كودكان آموخته‌اند كه با بخشش، نیكوكاری و خوشرفتاری می‌توانند موجب شادی دیگران شوند. كودكان سخاوتمند از این‌كه دیگر اطرافیانشان را نیز همچون خودشان، سرحال و بانشاط می‌بینند، لذت می‌برند. آنها برای جمع و روابط اجتماعی ارزش و احترام قائلند و بخشش را یكی از ویژگی‌های برتر شخصیتی می‌دانند.

چرا كودك ما نامهربان می‌شود؟

چرا كودك نامهربان می‌شود و محیط چه تاثیری در این رفتارها دارد؟ این روانپزشك معتقد است از جمله دلایل مؤثر در نامهربان شدن كودك عوامل اجتماعی، فرهنگی، روانی ـ عاطفی، زیستی و خانوادگی است.با این حال برخی متخصصان حوزه‌ كودك بر این باورند كه بسیاری از رفتارها و عواطف دوران كودكی، از جمله مهربانی در تعامل با محیط شكل می‌گیرند و در این میان، خانواده اولین محیط قابل دسترس برای كودك است و والدین اولین الگوهایی هستند كه كودكان می‌توانند اعمال آنها را مستقیما مشاهده كنند و از آنها سرمشق بگیرند. به همین‌دلیل نقش این نهاد در مهربان یا نامهربان شدن فرزندان بسیار مهم و حیاتی است.

اغلب كودكان از حدود سه سالگی احساس همدلی و مهربانی از خود نشان می‌دهند و با آن به دلجویی از كودكان و افراد دیگر خانواده هنگام ناراحتی می‌پردازند. در این زمان است كه می‌توان رفتارهای سخاوتمندانه را به كودك آموخت.براتی می‌گوید: بسیاری از پدر و مادرها می‌خواهند فرزندشان را به مهربانی، محبت كردن به دیگران و نوعدوستی ترغیب كنند. شاید آموختن این مفاهیم به كودكان در كنار بازی‌های رایانه‌ای پر از خشونت و اغلب برنامه‌های تلویزیونی كه مستقیم و غیرمستقیم، منفعت طلبی، فریبكاری، دروغگویی و تلاش برای رسیدن به لذت‌های آنی و زودگذر را نشان می‌دهد كمی سخت باشد.

اما چطور می‌توان به كودكان لذت كمك كردن به دیگران را نشان داد، در حالی كه خود ما بیشتر وقت‌ها تنها به پیشرفت و بهبود وضع زندگی خود اهمیت می‌دهیم؟بهترین راه برای بیدار كردن حس مهربانی و نوعدوستی در كودكان این است كه به جای فقط حرف زدن، در عمل لذت محبت كردن به دیگران را به آنها نشان دهیم. به طور كلی بهتر است هرچه را كه می‌خواهید به فرزندتان آموزش دهید، از راه مثال‌های عملی و ملموس به او نشان دهید.

اگر رفتار شما با حرف‌هایی كه به فرزندتان می‌زنید، متناقض باشد تأثیر بسیار بدی بر او خواهید گذاشت. در این حالت شما غیرمستقیم به فرزندتان پیام می‌دهید كه «كاری را كه به تو می‌گویم انجام بده نه كاری را كه خودم انجام می‌دهم!» در بهترین حالت فرزندتان اصلا به حرف شما توجه نمی‌كند و در بدترین حالت، صداقت نداشتن را از شما یاد خواهد گرفت.این روانپزشك می‌گوید: گام اول این است كه خودتان الگوی خوبی برای فرزندتان باشید و بكوشید به دیگران اهمیت بدهید و آنها را خوشحال كنید. كمك كردن می‌تواند تنها جنبه مالی نداشته باشد. خرید یك هدیه كوچك و ارزان قیمت برای خوشحال كردن دیگران، با دقت گوش كردن به صحبت‌های فرد مقابل، لبخند زدن و اختصاص دادن كمی از وقت‌تان برای حل مشكل دیگران می‌تواند جرقه‌های اصلی را در ذهن كودكان بزند.

اگر فرزندتان سعی كرد مانند شما با دیگران با مهربانی برخورد كند و تا جایی كه می‌تواند به آنها كمك كند، او را با خرید اسباب بازی یا چیزهای مادی تشویق نكنید، زیرا این كار شما در او این تصور را ایجاد می‌كند كه انگیزه اصلی برای مهربان بودن با دیگران، تشویق شدن است!در عوض می‌توانید با صحبت درباره احساس خوبی كه او در دیگران به‌وجود آورده است، این انگیزه‌ها را درونی‌تر كنید. بكوشید رفتارهای مهربانانه دیگران را نیز برای او پررنگ كنید. به عنوان مثال اگر در یك برنامه تلویزیونی یا از اقوام و دوستانتان كسی به دیگران محبت یا كمك می‌كند، درباره آن با فرزندتان صحبت و او را غیرمستقیم وادار به فكر كردن درباره آن كنید.

وی تاكید می‌كند:بچه‌ها همیشه می‌خواهند با كارهایشان پدر و مادر را از خود راضی نگه دارند. پس به آنها نشان دهید كه مهربانی آنها به دیگران چقدر شما را خوشحال و راضی می‌كند. آموزش چگونگی رفتار با حیوانات و سایر موجودات زنده.به رفتارهای مهرورزانه در برابر حیوانات، آموزش چگونگی نزدیك شدن و تماس و غذا دادن به آنها می‌تواند در شكل‌گیری مهربانی در كودك تأثیر بسزایی داشته باشد. كودك می‌آموزد نه تنها انسان‌ها بلكه حیوانات و دیگر موجودات زنده نیز شایسته رفتاری مناسب و مهربانانه هستند. 

راه‌حل چیست؟

براتی برای نامهربان نشدن كودكان پیشنهاد می‌كند: ابراز عشق بی‌قید و شرط والدین نسبت به فرزندان بسیار مهم است.برای همین والدین باید كودك را بدون توجه به جنسیت، ظاهر، توانایی و صفات شخصیتی‌اش دوست داشته باشند. والدین در چنین عشقی، قید و بندهای پرورش فرزند را بدون هیچ چشم‌داشتی می‌پذیرند و محبت بی دریغ خود را در تمامی روابط با كودك ابراز می‌كنند. چنین عشقی، بیشترین تأثیر را بر خویشتن كودك می‌گذارد.

اما توجه بیش از حد والدین به فرزندان هم می‌تواند مخرب باشد و همان‌طور كه كمبود عشق و مهربانی ممكن است به نامهربان شدن كودكان بینجامد، توجه بیش از حد نیز اثرات مخربی بر كودك دارد.به گفته این روان شناس از مهم‌ترین عوامل ایجاد مهربانی، مشاهده و یادگیری آن در دوران كودكی در محیط خانواده است. والدینی كه سرد و غیردوستانه برخورد می‌كنند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند فرزندانی مهربان و دلسوز داشته باشند، زیرا صمیمیت و مهربانی نیز مانند دیگر الگوهای رفتاری تا حدودی قابل آموزش و یادگیری است.

یادتان باشد كه كودتان را تنبیه بدنی نكنید. كودك با مشاهده تنبیه بدنی می‌آموزد كه می‌توان از این الگوی نامناسبِ رفتاری هنگام بروز مشكلات یا در مواقع عصبانیت استفاده كند و ممكن است این رفتار را در مورد كودكان دیگر و در آینده در مورد سایر افراد جامعه به‌كار گیرد. كتك كاری، ضرب و شتم، چاقو كشی و نهایتا قتل نمونه‌‌هایی از این الگوبرداری است.براتی تاكید می‌كند وجود والدین معتاد یا بزهكار در خانه برای كودكان الگوی نامناسبی است، زیرا در چنین محیطی حرمت و ارزش‌های انسانی از بین می‌رود و كودك احترام به حقوق انسانی خود و دیگران را نمی‌آموزد.

یادتان باشد سرزنش دائم به علت اخلاق و رفتار و وضع ظاهری فرزندان ممكن است باعث ایجاد خودپنداری منفی در كودك شود و در نتیجه به ناتوانی او در دوست داشتن خود و دیگری بینجامد. این امر از جمله علل مؤثر در نامهربانی كودكان به شمار می‌رود. همچنین رعایت عدالت و مساوات بین فرزندان توسط والدین نمونه‌ مناسبی است از برابری حقوق افراد برای كودك. این موضوع باعث می‌شود كودك یاد بگیرد همان‌طور كه در خانواده تمام فرزندان از حقوقی برابر برخوردارند، در جامعه نیز انسان‌ها با هم برابرند و شایسته‌ احترام.

منبع : مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 10- چگونه مهربانی را به کودکان بیاموزیم؟

تاريخ : یکشنبه 1393/06/09 | 22:29 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

10 درس طلایی از انیشتین :

10 درس طلایی از انیشتین :         

در این مطلب به 10 نکته طلایی از درسهای زندگی آلبرت انیشتین این دانشمند بنام خواهیم پرداخت.امیداست با تفکر و تامل در این نکات طلایی و به کار بستن آنها در زندگی روزمره راههای زندگی متعالی را بیاموزیم.

 

1. کنجکاوی را دنبال کنید

"من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق کنجکاوی هستم"
چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید؟
من کنجکاو هستم، مثلا برای پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد.
به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام.
شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید؟
پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.

2. پشتکار گرانبها است

"من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی می گذارم"
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.
پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید.
با پشتکار می توانید بهتر به مقصد برسید.


3. تمرکز بر حال

پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی.
من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز.
یاد بگیرید که در حال باشید و تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام می دهید.
انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است.

4. تخیل قدرتمند است

"تخیل همه چیز است. می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود. تخیــل به مراتب از دانش مهم تر است"
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید؟
تخیل پیش‌درآمد تمام داشته‌های شما در آینده است.
نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیل تان را تمرین می دهید؟
اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.

5. اشتباه کردن

"کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد"
هرگز از اشتباه کردن نترسید چون اشتباه شکست نیست.
اشتباهات شما را بهتر، زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید.
قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید.
من این را قبل گفته ام، و اکنون هم می گویم، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید.

6. زندگی در لحظه

"من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم، خودش بزودی خواهد آمد"
تنها راه درست آینده شما این است که در همین لحظه باشید.
شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید.
بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دهید.
این تنها زمانی است که اهمیت دارد، این تنها زمانی است که وجود دارد.

7. خلق ارزش

"سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید"
وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید بلکه وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید.
اگر شما با ارزش باشید، موفقیت را جذب می کنید.
استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید.
بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد.
تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد.

8. انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید

"دیوانگی یعنی انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن"
شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید، به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.
برای اینکه زندگی تان تغییر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.

9. دانش از تجربه می آید

"اطلاعات به معنای دانش نیست. تنها منبع دانش تجربه است"
دانش از تجربه می آید. شما می توانید درباره انجام یک کار بحث کنید، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می دهد.
شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید.
تکلیف چیست؟ دنبال کسب تجربه باشید!
وقت خودتان را صرف یاد گرفتن اطلاعات اضافی نکنید. دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید.

10. اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید

"اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد"
دو گام هست که شما باید انجام بدهید:
اولین گام اینکه شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید، این یک امر حیاتی است.
گام دوم هم اینکه شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید.
اگر شما بتوانید این دو گام را حساب شده انجام دهید موفقیت از آن شماست .

منبع: مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 9- 10 درس طلایی از انیشتین :

تاريخ : یکشنبه 1393/06/09 | 22:3 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |

چگونه بفهمیم کودکمان شیطان است یا بیش فعال ؟

 

چگونه بفهمیم کودکمان شیطان است یا بیش فعال ؟

تازه وارد مهمانی شده‌اید که کوچولوی‌تان شروع می‌کند از سر و کله میزبان بالا رفتن. یک جا بند نمی‌شود و مدام وسط حرف دیگران می‌پرد. یکی از مهمانان به کنایه‌ به شما می‌گوید باید فرزندتان را نزد روانپزشک ببرید چون احتمالا بیش ‌فعال است.

 

اما آیا واقعا فرزند شما چنین مشکلی دارد یا این تنها یک ویژگی رفتاری است که در اصطلاح به آن شیطنت گفته می‌شود. حالا وقت آن است که نگاه دقیق‌تری به این مشکل بیندازید تا از سوءتفاهم در باره فرزندتان پیشگیری کنید.

بیش فعالی چیست؟

این اختلال یکی از اختلالات شایع و در عین حال با تشخیص سخت برای پزشکان است. اختلال بیش ‌فعالی بیماری پیچیده‌ای است و اغلب تشخیص داده نمی‌شود. در باره کودکی که با چنین اختلالی تشخیص داده می‌شود 3 علامت را نباید از یاد ببرید که شامل پرتحرکی، کمبود توجه و تمرکز و در نهایت اعمال تکانه‌ای (کارهای ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی) است.

زمانی که پزشک بتواند جزئیات لازم را از والدین و مدرسه به دست آورد می‌تواند معیارهای لازم را در نظر بگیرد. علائم اختلال بیش فعالی- کم‌توجهی باید در بیشتر از یک مکان دیده شود مثلا خانه و مدرسه و البته اینکه برای چند ماه این علائم بروز کند. داشتن 6 علامت یا بیشتر از علائم اختلال کم‌توجهی یا بیشفعالی که باید دست‌کم 6 ماه وجود داشته باشد تا بتوان گفت کودک ‌بیشفعال است.

علائم بیش فعالی

تعدادی از علائم مربوط به بیش‌فعالی و اختلال توجه و تمرکز شامل موارد زیر است:

کودک غالبا با دست‌هایش بازی می‌کند و در جایش می‌لولد.
کودک معمولا کلاس را ترک می‌کند.
غالبا می‌دود یا می‌پرد.
اغلب بازی یا فعالیت‌هایش پر سر و صداست.
به نظر می‌رسد کودک همیشه در حال حرکت است.
زیاد صحبت می‌کند.
از توجه به جزئیات ناتوان است.
اغلب قادر به پیگیری دستورات یا اتمام کارها نیست.
اغلب وسایل خود را گم می‌کند.

ممکن است کودک شما ‌بیش فعال باشد

برای کودکی با اختلال بیش فعالی- کم‌توجهی انجام برخی رفتارها ممکن است سخت‌تر باشد حال بهتر است این سؤال‌ها را از خودتان بپرسید:

آیا زمانی که از کودک‌تان می‌خواهید کاری انجام دهد مشکلی در شنیدن دارد؟
آیا او نسبت به دیگر کودکان سریع‌تر هیجان‌زده می‌شود؟
آیا خانه شما در زمان غذاخوردن، به خواب رفتن، ‌شستن دندان‌ها و دیگر کارها به میدان جنگ بدل می‌شود؟
آیا معلم نسبت به رفتار کودک شما در مدرسه نگران است؟
او زود تمرکزش را از دست می‌دهد و فراموش‌کار است؟

این بچه‌ها مغزشان متفاوت است

اختلال بیش فعالی- کم‌توجهی یک بیماری عصبی-رفتاری است با 2 مولفه: بیش‌فعالی و بی‌توجهی یا نداشتن تمرکز. برخی از این کودکان به صورت واضح فعالیت زیادی دارند و برخی هم توانایی تمرکز ندارند اما بیشتر آنها هر دو مشکل را با هم دارند. این بچه‌ها مغز ماشین فراری را دارند اما با ترمز‌ دوچرخه. ذهن آنها در حال مسابقه است اما نمی‌توانند در زمان لازم سرعت‌شان را کم کنند. اسکن‌های متعدد نشان می‌دهد بخشی از مغز کودک دچار اختلال که به کنترل رفتار کمک می‌کند، موجب تمرکز می‌شود و آنچه نیاز به انجام آن دارد را طبقه‌بندی می‌کند، کمی کوچک‌تر است. علاوه بر این انتقال‌دهنده‌های عصبی شیمیایی مغز مانند سروتونین، دوپامین و نوراپی‌نفرین که پیام را از یک قسمت مغز به قسمت دیگر می‌فرستند در آنها دچار کمبود است بنابراین برای مثال اگر معلم یک آموزش 5 مرحله‌ای به کودک بدهد، او ممکن است تنها بتواند 2 مرحله اول را انجام دهد و توالی کارهای بعدی را از دست بدهد.

دلیل بیش فعالی معلوم نیست

بیش تر مطالعات نشان می‌دهد اختلال بیش فعالی موروثی است. اما در سال‌های اخیر تحقیقات از ارتباط این اختلال با مواد سمی محیطی مانند بیس‌فنول A و فتالات (مهم‌ترین مواد در تولید مواد آرایشی، پلاستیک، پرده حمام) و همین‌طور حشره‌کش‌ها خبر می‌دهد. این علم بسیار جدید است و تحقیقات همچنان باید ادامه پیدا کند. کودکان نسبت به مواد سمی محیط حساس هستند و باید نسبت به مواجهه آنها با این مواد دقت شود. چندین دلیل دیگر برای ابتلای کودک به اختلال بیش ‌فعالی می‌توان در نظر گرفت که از جمله‌ می‌توان به ژنتیک، آسیب کوچک مغزی در زمان تولد یا حتی استرس و نگرانی دوران بارداری اشاره کرد.

چطور تشخیص بدهیم

در اختلال بیش ‌فعالی- کم‌توجهی معدل سنی می‌تواند از 2 یا 3 سالگی باشد. در 2 سالگی پزشکان به دنبال یافتن علائم هستند و هرچه زودتر این نقص تشخیص داده شود زودتر می‌توان مداخله کرد. اما در اغلب موارد تا زمانی که کودک به سن مدرسه نرسیده که نیاز به توجه و نشستن طولانی مدت داشته باشد، این اختلال قابل تشخیص نیست. بچه‌های باهوشی که نشانه‌های ضعیفی دارند ممکن است سال‌ها علائم را داشته باشند تا دوره آموزشی مدرسه که باید برنامه منظم،‌ چند منظوره و مدیریت زمان انجام دهند و اینجاست که دچار مشکل می‌شوند.

دختران فرق دارند

پسران سه برابر دختران در معرض این اختلال هستند و به طور معمول دختران 5 سال بعد از پسران تشخیص داده می‌شوند. دختران بی‌نظم و ساکت کمتر به چشم می‌آیند حتی اگر اختلال‌شان به اندازه پسران باشد. بی‌توجهی و نادیده گرفتن موضوعات پیرامون از علائم اختلال در دختران مبتلا به  بیش‌فعالی است. در پسران به جای آن انجام و بروز حرکات و رفتارهای متفاوت و غیرمنطقی بدون انگیزه قبلی و برنامه عاری از فکر انتظار می‌رود. در دوران دبستان دخترانی با اختلال بیش ‌فعالی، کودکانی کم‌دقت یا بی‌دقت هستند، همچنین در آموختن مهارت‌های آموزشی و حل مسائل ضعیف بوده و به جزئیات و موضوعات محیط پیرامون خود توجه ندارند، کمتر توجه می‌کنند و با تمام کردن کارها مشکل دارند اما آنها معمولا پرخاشگر نیستند. دختران قرار نیست کیف مدرسه‌شان را در زمین بازی جا بگذارند یا دفتر مشق‌شان کثیف باشد.

تشخیص سخت است

هیچ آزمایشی وجود ندارد که با انجام آن بتوان گفت کودک دچار  بیش ‌فعالی است. اما اغلب پزشکان با تاریخچه خانوادگی، جزئیات پرسش‌هایی که انجام می‌دهند و بررسی رفتار کودکان و میزان اهمیت آن براساس سن و سال او سعی می‌کنند تشخیص صحیح را داشته باشند. با صحبت کردن با کودک، والدین و معلمان و اگر لازم باشد مادربزرگ و پدربزرگ و اقوام پزشکان می‌توانند تعیین کنند علائم با توجه به سن کودک متناسب است یا مشکل جدی وجود دارد. آنها باید عواملی مانند عصبانیت، اختلال یادگیری،‌ افسردگی، طلاق یا بیماری یکی از اعضای خانواده را هم در نظر بگیرند.

درمان دارویی برای کدام بچه‌ها لازم است؟

دارودرمانی به همراه روان‌درمانی و تغییراتی که در زندگی روزانه کودک ایجاد می‌شود می‌تواند شرایط را بهبود دهد. داروها زمانی که با رفتار درمانی همراه شوند می‌توانند پرخاشگری و بی‌توجهی کودک را به میزان زیادی بهبود دهند. دارودرمانی زمانی پیشنهاد می‌شود که تعداد علائم کودک براساس سنش مشخص شود و تنها زمانی از دارو استفاده می‌شود که کودک واقعا نیاز داشته باشد. در کودکانی که علائم متوسط تا شدید این اختلال را دارند دارودرمانی کمک‌کننده است. در علائم خفیف‌تر معمولا از مشاوره درمانی استفاده می‌شود. اما دارویی که برای یک کودک کارساز بوده است نمی‌تواند برای دیگری هم همان نتیجه را داشته باشد. به همین دلیل پزشکان نظارت زیادی بر کودک دارند تا بتوانند ترکیب مناسب را پیدا کنند. مشخص نیست چرا اما کودکانی که در یک سن خاص دارویی را تحمل نمی‌کنند ممکن است چند سال بعد به خوبی به همان دارو جواب دهند.

منبع : مقاله های روانشناسی

پورتال جامع معلمان و دانش آموزان


موضوعات مرتبط: 8- چگونه بفهمیم کودکمان شیطان است یا بیش فعال ؟

تاريخ : یکشنبه 1393/06/09 | 21:57 | نویسنده : سرگروه پایه اول : محمد ناظمی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.